مسیرهای کشف
از این کتاب برو سراغ کشفهای بعدی
توضیحات
کتاب افسانۀ آتش و نور نوشته جناب آقای سید محمدحسین سیاوشی منتشر شده در نشر متخصصان.
ارسال تا ده روزکاری.
آیا آمادهاید پا به جهانی بگذارید که در آن، آتش غرور و نور، عشق و نفرت، وفاداری و خیانت در هم تنیدهاند؟ «افسانهی آتش و نور» شما را به سفری پرماجرا در قلب حماسهای کهن میبرد؛ داستانی که از ازل آغاز شد، زمانی که اهریمن، موجودی از جنس آتش، با قلبی آکنده از عشق و شور، جهانی نو را از خداوند هدیه گرفت. اما این هدیه، سرآغاز چه ماجرایی خواهد بود؟
* آغاز امپراتوری اهریمن: شاهد ظهور قدرتی نو و سفری پرماجرا به سوی آتش و نور خواهید بود که سرنوشت کل هستی را رقم میزند.
* عشق ممنوعه و خیانتهای باورنکردنی: داستانی پر از فراز و نشیبهای احساسی، از عشق آتشین اهریمن به نازگل تا خیانتهایی که امپراتوری اردشیر را به لرزه درآورد.
* شخصیتهای چند بعدی و فراموشنشدنی: با
اهریمن، گوپال، لیلیثان، دلیر و دیگر قهرمانان و بزرگان این داستان آشنا شوید که هر کدام داستانی برای گفتن دارند.
* ریشههای عمیق در فرهنگ ایران: این اثر، با الهام از اساطیر و فرهنگ غنی ایران، شما را با مفاهیم عمیقی چون مبارزه با نفس، عشق، وفاداری، و معنای حقیقی قدرت آشنا میکند.
* جهانی که نفس شما را بند میآورد: از سرزمین سبز خواستگاه پرندگان افسانه ای گرفته تا سرزمین تاریک وطن دیوها و ساحران، هر گوشه از این دنیا، شما را شگفتزده خواهد کرد.
* یک شاهکار ادبی که شما را به سفری فراموشنشدنی میبرد.
* داستانی که تا آخرین صفحه شما را میخکوب میکند و در ذهن شما ماندگار میشود.
* کتابی که پس از خواندنش، نگاه شما به دنیا تغییر خواهد کرد.
بخشی از داستان:
اهریمن چون خورشیدی درخشان، بر شانه های سرخ منقار، بر فراز آشیانۀ ققنوسها فرود آمد. رهبر ققنوسها با بالهایی گشوده و نگاهی آکنده از نیرنگ پیش تاخت: «درود بر تو، ای اهریمن! بگذار بانگ ورودت را به گوش اژدهایان آبی برسانم!». اهریمن خندید؛ خندهای که چون رعد در فضای آشیانه پیچید: «سپاس؛اما اژدهایان آبی دیگر در قید حیات نیستند». رهبرققنوسها از هیبت آن خنده بر خود لرزید: »این چه سخنی است؟!«. اهریمن به او گفت: »همه چیز را میدانم؛ از نیرنگهای لیلیثان تا اسارت ملکه. اگر پشیمانی،
میتوانیم با هم جهانی نوین بنا کنیم»؛
اماققنوس رهبر با خشم فریاد برآورد: «ما زبونانی چون آن اژدهایان آبی نیستیم! نخستین حرکت خصمانۀتو،واپسین نبردت خواهد بود!». اهریمن آهی کشید: «پس نبرد را بر گزیدی».
در همان دم، ققنوس ها از هر سو چون طوفانی از پر و منقار به او یورش آوردند. اهریمن شمشیرش را از میان
دو کتفش بیرون کشید و با رقصی مرگبار، هر مهاجمی را در چشم برهم زدنی از پای درآورد.چون نوبت به ققنوس رهبر رسید،اهریمن برای واپسین بار بخشایش پیشنهاد کرد: »هنوز هم میتوانی راه راستی را برگزینی«.ققنوس
رهبر با خروشی دیوانهوار گفت: «میپنداری میتوانی بر ققنوس کهن چیره شوی؟ امروز تاج جهان از آن من
خواهد بود!». اهریمن شمشیرش را با خشم به کف لانه کوبید، چنان که سنگی از زمین برجست و اهریمن آن
سنگ را با نیرویی فرابشری به سوی گلوی ققنوس پرتاب کرد.
سنگ چنان به هدف نشست که ققنوس رهبر بی درنگ جان سپرد.
اهریمن روی به ققنوس ماده ای کرد که در سایه ای پنهان شده بود.ققنوس ماده با چشمانی اشک آلود گفت:
«سرورم، از همۀ نیرنگها آگاه بودم، ولی او مرا به مرگ تهدید کرده بود» اهریمن با مهر پاسخ داد: «دوتخم بازماندۀاژدهایان آبی را همچون فرزندان خود پرورش ده و حقیقت را به ایشان بیاموز». آنگاه روی به سرخ منقار و جغد کرد و با آوایی رسا فرمود: «اکنون مرا به درخت مقدس راهنمایی کنید. بگذارید همۀ ساکنان سرزمین سبز بدانند که عصر تازه ای فرارسیده است!».
نظرات (0)
اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “افسانه آتش و نور” لغو پاسخ

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.