گوشه چشم عشق

نویسندهپانته آ زردوئیانتشاراتمتخصصان

۷۵,۰۰۰ تومان

4 در انبار

مسیرهای کشف

از این کتاب برو سراغ کشف‌های بعدی

توضیحات

کتاب گوشه چشم عشق سرکار خانم پانته آ زردوئی را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.

ارسال کتاب تا ده روز کاری.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

 

این دفتر نخستین مجموعه شعر پانته آ زردویی که شامل اشعار سپید و سنتی است و هر یک به یکی از شعرای عصر ما اختصاص دارد

تمام مطالب این بخش با توجه به اطلاعات ارائه شده. اين مقدمه، همه مختصات و كيفيات شعر شاعر و همه جوانب كار او را در بر خواهد داشت: چگونگى سرايش، زبانِ وسيله و زبانِ شعر، محتوا، و جهان‌بينى، تأثيرپذيرى، تأثيرگذارى، ساختمان خاص و فضاى ويژه و به‌طور كلى ضعفها و قدرتهاى او را و .

این دفتر شعر را او در سال 1402 سروده و شرایط روزها یش به خوبی در اشعار نمایان است. حال و هوای شعرها که در قالب‌های مختلف شعری سروده شده‌اند، عاشقانه و مربوط به زندگی  اش است.

و درست از همين‌جاست كه اين اشعار با برگزيده‌هاى معمول و متداول تفاوت مى‌كند،نوعی امید در خود دارد و می گوید هرگز تسلیم چیزی نباشید و همیشه چیزی هست برای ادامه دادن زندگی،توانست تا به هر شکلی ، خود را به پیمودن راه آسان شاعری برساند

در این اثر که گزیده‌ای از آثار پر برگ شاعر است، می‌توان تلاش او برای برقراری ارتباط با سطوح گوناگون جامعه را تشخیص داد.

نگاه با هدف آشنایی مخاطبان امروزی شعر،  و شاعران جوان و آینده دار با فضای حقیقی شعر معاصر، منتشر می کندوخواننده لطیف‌ترین احساسات زنان را می‌تواند در این مجموعه بخواند، شاعر ا حساسی که در آن روز خاص داشته، ثبت کرده است.

او می‌خواهد تمام تمنا و احساس خود را به معشوق نشان دهد

در بخشی از کتاب گزیده اشعار پانته آ زردویی می‌خوانیم: 

*در من زندانی بود که با نخستین نگاهت باز شد …

دنیای من در آغوش جهانت باز شد …

این حقیقت در منه آشفته احوال فاش شد …

جانم به جان عاشقت بیدار شد … 

*من از آن گردش دیرین جهان میگذرم..

از آن همه غصه در دلم می گذرم …

من شنیدم روبراهی پس خودم می گذرم …

با چشمه ای گریه کنان ازدلت می گذرم …

از فراق چشم تو ، دیدم سحر نایی ندارم …*

آفتابی بزد و من دگر سویی ندارم ..

نوری جز ، رنگ سیاهی  ،من ندیدم ….

همان روزبود که فهمیدم دگر شوری ندارم

به سودای دلت من نشستم ، چون دگر عمری ندارم …*

به حق روی تو ،چشمم دگر رازی ندارد …

سر نهادم داد بر دل که دگر لعلی ندارم…

درمیان آن همه آزاده خواهی …

بر سر راهم شد این بی سرپناهی …

من مانده ام و روزگاری از تباهی ….

در میان این همه آدم، تو یک خیر خواهی …

با همه سختی  و درماندگی ام یک نگار بیگناهی …

درتو میبینم همه بخشندگی…

این منم در پس جویندگی…

*سرنوشتم خلاصه در این شد که بمانم و راه بروم …

ولی نه آنگونه که دلم برای پرواز کردن تپیده بود …

و زندگی را آنگونه که باید نشد …

من مانده ام و دنیای پر از کینه که در آن علفزاری از غم شد …

من در میان آن همه بهشتی که داشته ام باخته ام ..

بردی کرده ام که دگر هیچوقت خودم را از چهار چوب افکارم خارج نکنم …

*هیچ همایی از شرف فاش نمی گردد و زرد ..

ساقیا …

ای خدای لغزش و ترسا و درد …

رحمت فردار و از یادت نبر …

*و در پایان قربان مردمک های بی قرار چشمهایت بروم…

توضیحات تکمیلی
وزن150 گرم
ابعاد20 × 14 × 0.5 سانتیمتر
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “گوشه چشم عشق”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *