از این کتاب برو سراغ کشفهای بعدی
کتاب ملکه سبا نوشته سرکار خانم مهرویه مغزی را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.
ارسال کتاب تا ده روز کاری.
در بخشی از این کتاب می خوانیم:
پیشگفتار
روح اين كتاب را به حق و صاحب ارواح و اشكى كه از عمق يأس الهی بهخاطر شهادت اجدادم در چشمانش نشست و جان كتاب را به پدر و مادر و كسانى كه به من جان داده و مرا رشد دادند و سرمشقش را به طاهره، قرهالعين و متنش را به على مردى از عالم غیب كه نخوانده میخواند و آگاه نشده، آگاه بود و مشقش را به زرين، طاهره زمان، عروسى كه از عالم غيب بود و خونش در رگ امر الهی جارى و نبضش در نبض شعر زده شد و آب روحش در نهرهای بهشت جارى شد، واگذار كرده و على را صدا كرده و مىگويم:
اى علی!
آنچه را كه دوست داشتم و دوستم داشتند، فانیبودن مرا ثابت کردند، تا روزى که تو مرا دوست داشتی و جاودانگی را در گوشم زمزمه کردی و مرا از هر جهت شگفتى و من خالى و نی و بىنفس شدم و تو در من دميدى و من دوباره آغاز شدم و درسهایى را كه به من داده و خود كتاب نكرده و ننوشته بودى، را كتاب كردم و نوشتم.
اى علی!
اگر شراب بودی، همیشه مست بودم!
اگر گلاب بودى، هميشه معطر بودم!
طاهره و زرین را صدا كرده و مىگويم:
اگر رؤیا بوديد، من هميشه رؤیا میدیدم!
و آنچه را كه آموختم را براى فرزندان و نوههایم به يادگار میگذارم تا از رفتنم نرنجند.
شعر زير را كه ثريا نوه من در سن ده سالگى نوشته است، در اين كتاب مىآورم تا او هم بخشى از اين كتاب و كتاب هم بخشى از او شود.
«اگر بلندپروازى كرده و در آسمان پرواز كنم
صدای پرندگان را همانطور كه در لانههاشان استراحت میکنند، خواهم شنيد
اگر بلندپروازى كرده و در آسمان پرواز كنم،
تمام دنيا را درحالىكه موهايم را تاب میدهم، تماشا خواهم كرد
اگر بلندپروازى كرده و در آسمان پرواز كنم،
عوض یکشنبهها دوشنبهها بستنى خواهم خورد
اگر در آسمان پرواز کنم… اگر …»
درباره نویسنده
نويسنده اين كتاب در ایران به دنیا آمد و بزرگ شد و ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد. در سال ١٩٨١ کشور زادگاهش را ترک و سرانجام به ونکوور کانادا نقل مکان کرد و در غربت بود که بال گشود و رؤیایی بزرگتر از خود دید و نويسنده و شاعر شد و زندگی و واقعیتها را با معيار احساساتشاندازه گرفت و آنها را در فرمها و شخصیتهای متفاوت درآورد و بهصورت داستان و افسانه نوشت، تا قلبش در این چرخ گردون آرامش يافته و در آن چرخ گردون هم رؤیا و كتاب احساساتش جفت حیاتبخشش شود.
هدف نويسنده
سياره با هم تعامل داشته و اضداد را با هم درگیر و یکپارچگی ایجاد میکنند. هدف نويسنده هم از نوشتن اين كتاب ترسيم ادبيات زنانهای بود كه حجابها را كنار زند و اضداد را با هم درگير و يكپارچى ايجاد كند و چون براى انجام اين هدف مجبور میشد رشتههایی را پاره كند كه نبايد پاره میشدند، به جنبههای فراتر از منطق و کهن ذهنش اجازه داد تا الگوی مواد آن را يافته و لباسى از احساسات پيچيده زنانهاش از واقعیتها دوخته و بر تن اين كتاب بپوشانند.
دروازهبان شهر رمز و راز دل، ملكه سبا
در بالا و سر دروازه شهر رمز و راز دل اين كلمات با طلاى خالص حك شده است:
«ای پسر هستی!
در زمینم از من یاد کن تا در آسمانم تو را یاد کنم، اینگونه چشمان من و تو تسکین خواهند یافت.»
| وزن | 150 گرم |
|---|---|
| ابعاد | 20 × 14 × 0.5 سانتیمتر |

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.