درخت هلو

نویسندهکتایون مظفریانتشاراتمتخصصان

۹۲,۰۰۰ تومان

40 در انبار

مسیرهای کشف

از این کتاب برو سراغ کشف‌های بعدی

توضیحات

کتاب درخت هلو نوشته سرکار خانم کتایون مظفری را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.

ارسال کتاب تا ده روز کاری.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

مقدمه:

پیش از نوشتنم با خود گفتم، آیا وقت درست و مناسبی برای نوشتن مقدمه هست و ته ذهنم یک نفر از من گسست و فریاد زد: یعنی چه؟ مگر وقت درستی برای نوشتن مقدمه وجود دارد؟ مقدمه من همین حالاست، همین امروز، هر لحظه که تصمیم می‌گیرم جریان را حفظ کنم یا بایستم و عقب نکشم.

روزها پیش ویدئویی را ناخواسته مشاهده کردم که در آن مرد مسنی خطاب به پسری جوان احساسات را غیرواقعی نامید و انسان را از آن جدا ساخت و باید بگویم که انسان درواقع بدون احساسات انسان نیست و این شامل هر بخشی از وجود شما می‌شود، راجع به جزء به جزء تمامیت شما صدق می‌کند! خود را بیابید و بسازید پیش از آنکه شما را بسازند.

و نه اینکه همه‏ی ما از ستاره‌ها ساخته شدیم و گاهی گسسته و گسترده و گاه جمع و یکپارچه می‌شویم، اما همه‏ی این‌ها ما هستیم؟!

چه می‌خواهیم؟ جز اینکه دلیلی برای زیستن داشته باشیم و جز اینکه روزی تمام آنچه داریم، وجود نخواهد داشت؟ پس از با تمام وجود زندگی‌کردن دریغ نکنیم! از احساساتی‌شدن و فکرکردن، از جنگیدن و متفاوت‌بودن، از شبیه هیچ‌کس نبودن! و لزومی ندارد که بقیه همانچه تو می‌بینی، می‌شنوی و حس می‌کنی را ببینند؛ که نباید ببینند! بلکه لزوم انتخاب با هم بودن و تلاش برای درک‌کردن، شنیدن، فهمیدن و کنار هم ماندن است که اهمیت دارد نه جبر ناپیدای یکی‌بودن و نه وقوع ناممکن تکامل در جهانی که انتهایی ندارد و متوقف نمی‌شود…

پس من می‌نویسم و واژه‌ها را ردیف می‌کنم و تمام من در این کتاب در جریان است و تو دوست عزیز من آن را به شیوه‌ی خودت بخوان و درک کن، موجودیت حسی‌ات را باور کن و آزادی را با من/ ما سهیم شو!

1. گرمای خرداد

سخت دردی می‌وزد در سینه‏ی من

سرد سوزی می‏برد اندیشه‏ی من

درد، دردی سخت و سنگین

سوز، سوزی سرد و مبهم

سینه‏ی سنگین و سوزان

بر دم آرد آتش هردم

آخ از درد، آخ از سوز، آوخ از زهر جگرسوز

من رهانید! من رهانید!

من اسیر خاک و آتش

من حدود خشم و وحشت

من به خویش، بی‌رحم و گریان

این صدای زنده‏ی مرگ

می‌رود آن‌سوی دنیا

من رهانید! من رهانید!

داغ کافیست!

بر دلم چیز دگر بگذار ای دوست

سوز کافیست!

فکر من! بس نیست این سردی جان‌سوز؟

می‌سرایم با تعلل در هوای تنگ دوری

دیر می‌آید نفس بالا،

قطره قطره آب می‌گردد وجودم،

آه این اکسیر روحم!

پر ز غوغا و هیاهو، پرغرور است

پر ز آهنگ جوانیست!

کام می‌گیرند از این اکسیر!

می‌فزاید می، بر این سنگینی سینه

آتشش بسیار و لذت در کفش پنهان!

قلب بیمارم در این هنگام

سخت می‌کوبد بر این دیوار

شرحه‌شرحه گشت افکارم

گشت افگار قلب بیمارم

آوخ ای قلب پر از عشق

آوخ ای اکسیر روحم

بس عسیر است آتش می

آخ ای سرمای بی‌رحم

من اثیرم در زمستان،

ذوب می‌گردد ز من سرمای کوهستان

من رهانید! من رهانید!

آی من گرمای خردادم!

آی من محراب هورم،

پر ز گرما پر ز نورم،

های و هوی‌ام بهر دردی خانمان‌سوز است،

لیک می‌سوزم ولی این جام می‌ماند،

لیک می‌میرم، ولی اکسیر روحم زنده می‌ماند،

آتش می در پناه سینه‌ها آذر بیندازد،

لیک من آتش شدم، در می من این آذر بیندازم.

توضیحات تکمیلی
وزن150 گرم
ابعاد20 × 14 × 0.5 سانتیمتر
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “درخت هلو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *