اشعار گمشده ی شاعر گمنام

نویسندهمحسن درویشانتشاراتمتخصصان

۶۰,۰۰۰ تومان

2 در انبار

مسیرهای کشف

از این کتاب برو سراغ کشف‌های بعدی

توضیحات

کتاب اشعار گمشده ی شاعر گمنام نوشته جناب آقای محسن درویش را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.

ارسال کتاب تا ده روز کاری.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

نام اَثر ؛

<اَشعار گمشده ی شاعری گمنام>

نویسنده ؛ درویش

فصل اَول؛

<اِنتهای جهان>

~

فصل دوم؛

<سر آغاز جهان>

~

فصل سوم؛

<جهان سوار بر حرف اَول خود>

~

فصل چهارم؛

<عالم>

~

فصل پنجم؛

<کران تا کران>

`

از فصل اول ؛

“آباژور”

آباژور روی میز کنار تخت مرگ را می‌داند …

~

“روح ترک خورده ی شب”

در اِنتهای جنگل به روح ترک خورده ی شب مینگرم ،

و جهانی که چنین خاموش اَست.

~

“هفت دنیا”

ناگه هفت دنیا در برابر دیدگانم آشکار می شود وُ غیبش سپس و زمین همچنان در چرخش است و روزگارش باقی.

~

“ایستاده در انتهای جهان”

ایستاده در انتهای جهان، تنها بر بالین شبی خاموش و پژمرده به ماه می‌نگرم و ستارگانی که گوئی سالیان درازیست همگی از میان رفته اَندش در هیچ…

~

“کاکتوس ها”

روح من هنوز هم گاهی به آن کاکتوس ها سرکی میکشدش باران را …

کاکتوس هایی گه درون گلخانه ای در خیالم هنوز هم زندگانی دارند.

~

“فردایی که نخواهد آمد چنان”

دیگر هیچ گاه این روز و لحظه را نخواهم داشت ،

و امروز هم همانند دیروز خواهد گذشت

در جدار فردائی که هیچگاه نخواهد آمد چنان…

|

از فصل دوم ؛

“آسمان نارنجیست”

ماهی ای قزل‌آلا جاری در جریان فکرم شنا می‌کند ،

تعدادی پرنده ی مهاجر به بهار شعرم کوچ کرده اَند

و تعدادی کالسکه با اَسبهایی قهوه ای اَز پل خاطرم می‌گذرند –

آسمان نارنجیست و حیات در اَطرافم سبز وُ زنده همچو رازی باغ را .

~

“چشم اِنتظار دیدنت”

چشم اِنتظار دیدنت بنشسته‌ اَم چانه به دست در آنسوی بودن باغ را …

~

“روح سرگردانم”

ابرها بار دگر پاره پاره گرد هم می آیند و روح سرگردانم به رها گرد هیچ می‌گردد.

~

“برکه وُ پرنده”

برکه در تپش بود و پرنده تنها .

~

“راهی به سوی هیچ”

در این خیال طولانی در اندیشه ی مرگ افسار وجودم را به دل میسپارم و شب را به دور از دنیا راهی به سوی هیچ میگشایم در نهان این راز را …

|

از فصل سوم ؛

“زمزمه ی باد”

باد آن صبح زمزمه ای زِ اَسرار اَزل با خود داشت .

~

“پیدا وُ ناپیدا”

جهان سوار بر حرف اَول اَست –

عشق در همه جا پِیدا وُ ناپیداست

و من هنوز در سفر بی پایان خویش یکی با راه در تپشم زیستن را .

~

“ملال”

چون در گذر است نیست ملالی آن را .

~

“شب نزدیک است”

شب نزدیک است و باغ سبز وُ خیال انگیز چو رازی ماه را .

~

“صبح بیداری”

ابرها در اُفق آفاق می‌درخشند روز را ، دریا یکدست آبی ست و ماه ناپیدا …

|

از فصل چهارم ؛

“مرگ”

مرگ همینجا هر تپِش بود مرا نزدیکتر .

~

“و ماه تابان در ذهن شام”

ذهن شب صاف اَست وُ روشن

و ماه تابان در آن آفاق را .

~

“آذر”

آذر بود و عشق در دلم چو آتش سوزان.

~

“ماهتاب و اسرار شب”

شب در سیاهی اسرارش شریک بود با ماه.

~

“دخترک چشمانش به راه”

دخترک چشمانش به راه بود ماه را.

|

از فصل پنجم ؛

“مِه”

مِه در اَطراف پل چوبی کوهستان اَست .

~

“جادّه بی پایان تا به ماه”

جادّه بی پایان میرفت تا بِه ماه پائیز را .

~

“صبحی گرفته”

صبحی گرفته بود وُ بارانی به راه بود باغ را.

~

“لرزشی بی پایان”

لرزشی بی پایان می‌پیچد باز اعماق کیهان بر تنم آفاق را…

~

“آسمان کبود”

آسمان کبود آن سحرگاهان را.

~

“کران تا کران جهان در رازی”

کران تا کران جهان در رازی به سر بود روز را .

|

نوبت چاپ ؛ اول (بهار ۱۴۰۳)

طراح جلد ؛ علی یار احمدی

طراح صفحات داخلی ؛ فرزانه کامرانی

ویراستار ؛ الهام لعل فام

چاپ و نشر ؛ متخصصان

مدیر مسئول نشر ؛ علیرضا خضرائی راد.

توضیحات تکمیلی
وزن150 گرم
ابعاد20 × 14 × 0.5 سانتیمتر
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “اشعار گمشده ی شاعر گمنام”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *