برگرفته از یک رویا

نویسندهتوماج کریمیانانتشاراتمتخصصان

۱۳۰,۰۰۰ تومان

4 در انبار

مسیرهای کشف

از این کتاب برو سراغ کشف‌های بعدی

توضیحات

کتاب برگرفته از یک رویا نوشته جناب آقای توماج کریمیان را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.

ارسال کتاب تا ده روز کاری.

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

به قدری درخشان بود که لحظه‌ای نمی‌توانست نگاهش را از آن بردارد. همچنان با چشمانی خیره به سنگ، پرسید: «تیریناک! یعنی به تعداد تمام آرزوها، از آن وجود دارد؟»

نفس سنگینش را بیرون داد و با بی‌حوصلگی گفت: «نمی‌دانم! اما وقتی آرزو کردم لایومی به زندگی برگردد، اتفاقی نیفتاد.»

«پس نمی‌تواند همه آرزوها را برآورده کند؟!»

«به من که این‌طور نشان داد!»

مبهوت زیبایی «آریشال» در حالی که با سر انگشتانش آن را لمس می‌کرد پرسید: «و تو خواسته بزرگ‌تری نداری؟ چیزی که همیشه آرزویش را داشته‌ای؟»

«زمانی که از دست بدهی، تازه همه تلاشت برای برگرداندن حال به ­سان گذشته شروع می‌شود، حتی اگر در این بین امید آخرت، جادوی بلوری شگرف باشد. می‌توانی درک کنی؟»

«نه کاملاً! چرا باید به دنبال گذشته باشم وقتی هنوز هزار میل و خواسته دور، در دل دارم!؟»

سرش را تکانی داد و با حالتی متاثر گفت: «آااای دارُس! باید از دست بدهی تا درک کنی! از دست بدهی قبل از آن که بدانی تمامی فرصت‌ها محدودند و تو بی‌تفاوت از کنار همگی‌شان گذشتی. از ژرفای قلبت می‌خواهی لحظه‌ای، تنها لحظه‌ای بازگردی، اما نمی‌توانی! تنها، بی‌آنکه به آرزویت رسیده باشی ادامه می‌دهی و باز هم ادامه می‌دهی تا به جایی می‌رسی که فرصت از دست رفته‌ات و آن لحظه و یا حتی خودت، دیگر همگی فراموش شده. این سرشت زمان است!»

«پس به این دلیل آرزو کردی! چون این زندگی در کنارش، برایت کافی نبود؟!»

«نمی‌خواستم به خاطره‌ای محو بدل شوم قبل از آنکه دوباره در کنارش زندگی کنم و این بار متفاوت از گذشته.»

«و حالا چه؟ آرزویت برآورده نشد. قرار است در تنهایی سپری کنی تا فراموش شوی؟»

بعد از سکوتی طولانی گفت: «نمی‌دانم! در جستجویش بودم همان‌گونه که او مرا یافته بود و حالا او را از دست داده‌ام. شاید دلیلی بر بازگشت دوباره‌ام باشد.»

«و اگر این فرصت از پیش تعیین شده، کافی بوده و هر دو را به چیزی که باید، رسانده باشد چه؟»

«در این صورت، اصراری نخواهم داشت. پس اراده او جاری باد!»

فصل اول

آخرین چهارشنبه ماه آوریل بود. مه غلیظی در محله «پیر لارُسا» جولان می‌داد، به‌طوری که رانندگی را مشکل کرده بود. البته این نوع آب و هوای «فیلس» در این موقع از سال، آدم را غافلگیر نمی‌کرد. آسمان آبی و آفتابی با گذشتن از ساعت سه و چهار بعدازظهر، بیشتر مواقع جای خودش را به ابرهای سفید و خاکستری می‌داد. با توقف اتوبوس در ایستگاه، مرد جوان به آهستگی سوار شد و جایی برای نشستن پیدا کرد. بی‌حوصله‌تر از آن بود که توجهی به اجرای نوازندۀ دوره‌گرد داخل اتوبوس بکند. مانند دیگر روزهای هفته با اتمام کارش در این ساعت، به سمت خانه‌ برمی‌گشت. چند سالی می‌شد که در شرکتی به نام «ویلیام-راندا» مشغول به کار بود. بیست دقیقه‌ طول کشید تا اتوبوس با عبور از پل «رامون» به ایستگاه «کارولینا» رسید. محله‌ای که حدوداً همزمان با شروع کارش، ساکن آنجا شده بود. آپارتمانش در طبقه سوم ساختمانی نسبتاً کوچک واقع بود که دید فوق‌العاده‌ای به دریاچه و پارک «سن لوییس» داشت. به غیر از خودش که ساکن طبقه سوم بود صاحبخانه‌اش «کارمن» به همراه دخترش «لوسیا» و دو گربه‌شان در طبقه اول زندگی می‌کردند. شوهرش ده سال قبل به علت سرطان فوت کرده بود و این خانه را برای او به یادگار گذاشته بود که منبع درآمدش نیز محسوب می‌شد و از طریق اجاره دو آپارتمان دیگرش هزینه زندگیشان را تامین می‌کرد. آپارتمان دیگر هم در اجاره دو جوان دانشجو بود که با توجه به حضور دانشگاه «سود‌‌آمریکا» در آن منطقه، امری طبیعی به‌نظر می‌رسید و این مجتمع نیز مانند بیشتر ساختمان‌های اطراف، میزبان دانشجویان جوان بود.

توضیحات تکمیلی
وزن150 گرم
ابعاد20 × 14 × 0.5 سانتیمتر
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “برگرفته از یک رویا”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *