از این کتاب برو سراغ کشفهای بعدی
کتاب بی خوابی های هر شبم نوشته سرکار خانم زهرا شبانی طالخونچه را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.
ارسال کتاب تا ده روز کاری.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
از نو
ازبسکه احساسم
از منطقم سر رفت
هر کس که هرچی گفت
تو گوش من نرفت
حالا پشیمون و داغون و ناامید
کاشکی یکی بودش حرفامو میشنید
از گریه پرترم
از غم چه سرریزم
تو بغل زانوم
اشکامو میریزم
هی با خودم میگم
بسه تمومش کن
این راه و رسمش نیست،
از نو شروعش کن…
خنثی
مثل آرامش قبل از طوفان
همهجا گرم و بدون تشویش
مثل خواستنایی که بیریشهن
انگاری یه چیزی داریم در پیش
مثل وقتایی که تو آذرماه
هوای زمستون میبینی
مثل وقتایی که ترس پرواز
داری و یه گوشهای میشینی
یه حس استرسی با من هست
که داره تلخ میکنه حالم رو
آسمون روشنو میگیره
که داره بد میچینه بالم رو
از یه جا باید شروع شه دیگه
دستمو رو زانوهام میذارم
من از این حالت خنثیبودن
متنفرم اصن (اصلاً) بیزارم…
حسرت بهار
دلم شده مثل غروب پاییز
سردمه و یه نمی روی گونهم هست
هر جا که بودم تو نبودی اونجا
هر فکری کردم رسیدم به بنبست
بگو چرا فکر فراری از من
دلیل بیار که این دلم آروم شه
اگه تمام مشکلت من هستم
خودم درخت و میزنم از ریشه
نه حال بحث و نه گلایه داریم
نه از کارای هم سر در میآریم
دور میشیم از هم و مثل پاییز
میشینیم و تو حسرت بهاریم…
بره تودلی
دعای خیرم پشتته
هر جای این دنیا بری
مادرانه دوستت دارم
مثل یه بره تودلی
ذوق کنی از حال خوشت
روزای خوب بیاد برات
جیبات همیشه پر پول
خنده بشینه رو لبات
حتی اگه نبینمت
صدای تو، تو گوشمه
تو که به قله میرسی
کوه خوشی رو دوشمه…
کابوس
ترس من از نبودنت
گوشی جوابندادنت
کابوس هر شبم شده
این یعنی دوست ندارمت
میگی رها کن و برو
خسته شو از من بیدلیل
خودم هزارتا درد دارم
به پای من نشو اسیر
شریکِ دردات کن منو
من پای این رابطهام
تنهات نمیذارم بدون
منی که خاطرخواهتم…
خیالت راحت
گفتم نذار این فاصله تکرار شه این بار
من طاقت دوریتو این دفعه ندارم
گفتی که بسپار به خودم خیالت راحت
چرا باید رو حرف تو سند بذارم
تو جنگ با خودم شکست میدم خودم رو
تا شاید تو پیروز این میدون بمونی
گول میزنم بااینکه میدونم تو رفتی
هرچی که میگم اما تو بازم همونی
تخسی و لجباز و پر از پیچیدگیها
من باید از شر خودم رها شم این بار
برو ولی قفلا رو من عوض نکردم
کلید خونه رو پیش خودت نگه دار…
وحشت
پر از وحشت شده شبهام
که تنهایی میرم تو جام
نه میشه با کسی خندید
نه بند میآد یه جا اشکام
خوشیهامون رو دنیا دید
نتونست طاقتش کم بود
حسودا دورَهمون کردن
که حرفاشون همه سم بود
رها کردم نتونستم
بجنگم با یه گله گرگ
تو هم خسته شدی از بس
سرمون دنیا بد آورد
دیگه نوری تو قلبم نیست
تمام لحظههام سردن
کاشکی میشد یه کاری کرد
که اون لحظهها برگردن
چقدر حیفه من و تو از
بغلهامون جدا باشیم
ته دنیا رو میرفتیم
اگر که پابهپا باشیم
ولی حالا نه از تو عشق
نه از من شوق دیداره
از اون وقتیکه گفتی تو
برات معشوقه بسیاره
عوض میکنم حرفامو
اگه گفتم که دلتنگم
ببین از من تو چی ساختی
منم از این به بعد سنگم…
| وزن | 150 گرم |
|---|---|
| ابعاد | 20 × 14 × 0.5 سانتیمتر |

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.