توضیحات

کتاب عشق ماندگار نوشته سرکار خانم ویدا براهویی را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.

ارسال کتاب تا ده روز کاری.

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

جواب بده… بعد از دقایقی بالاخره گوشیو جواب داد: (الو جانم)

کوفت جانم کجایی چرا جواب نمیدی؟

معذرت میخوام خانمی من…کجایی الآن؟

اوووم دارم میرم خونه

عسل جانم نرو خونه الآن میام دنبالت یه سورپرایز خفن دارم برات

اوووو آقا حمید چه باکلاس حرف می‌زنی امروز

ای بابا به من نمیاد باکلاس باشم خخخخ

خب باشه منتظرم زودی بیا

چشم زندگیم الآن میام.

خب اسممو که فهمیدید من یه دختر 20 ساله پایین‌شهریم که توی یه خانواده فقط بزرگ شدم تو سن 6 سالگی پدر عزیزمو از دست دادم، با مادر پیرم و مریضم زندگی می‌کنم و به خاطر وجودش خدا رو هزاران بار شکر می‌کنم و یک اتفاق زیبایی که با وجودش باعث شده تلخی‌های زندگیم رو فراموش کنم عشقه. عشقی که نسبت به حمید دارم حمید همیشه تو هر شرایطی کنارم بوده با هم تو یه محله بزرگ شدیم و تو بچگی خیلی خاطره با هم داریم بعدها فهمیدم پسر همسایه قلبمو دزدیده و قشنگ‌ترش که اونم عاشق منه. حمید دو سال ازم بزرگ‌تره خلاصه خوشحالم به خاطر داشتنش غرق فکر و خیال بودم.

بزار همه بدونن که مال منی و با جمله‌اش خندم گرفت سلام به خوشگل‌ترین خانمی دنیا. خوبی زیاد که منتظرت نذاشتم

تو خوبی عزیزم دیر کردی کجا بودی آخه؟

خب الآن که اومدم سؤال جوابات تموم شد دیر شد بریم عشقم

اوکی بریم حالا کجا داری منو می‌بری؟

به قول خودت حرف نباشه فقط منو همراهی کنید با تشکر. خخخخخ.

نگو که باز منو پیاده می‌بری ببین پاهام درد میگیره خسته میشم ها.

نه منتظر وایمیستم تا بنز بابام بیاد سوارمون کنه.

خخخخخ با این شوخی‌های بی‌مزت خب خسیس یه تاکسی بگیر.

زندگیم حیف نیست تو این هوای بارونی دوتایی قدم نزنیم غر نزن فقط بیا

باشه آقایی رمانتیک من خلاصه بعد از نیم ساعت راه رفتن خودمو تو بازار دیدم با تعجب رو به حمید کردم و گفتم تو بازار چیکار داریم آخه؟

عزیزم میشه این‌قدر سؤال نپرسی فقط بیا دنبالم.

حمید دارم از کنجکاوی می‌میرم خب حق بده این‌قدر ازت سؤال می‌پرسم.

همین جوری که داشتیم می‌رفتیم یهو حمید منو برد تو مغازه کفش‌فروشی که قبلاً هم اومده بودم یهو حمید گفت عشقم اومدیم کفش مورد علاقتو بگیریم.

وای وای عزیزم تو چقدر به فکرمی ولی آقای باهوش تو از کجا فهمیدی من عاشق این کفشم؟

عزیزم ما اینیم دیگه چون هر دفعه از اینجا که رد می‌شدیم از پشت ویترین زل می‌زنی به همون کفش ولی حمید خیلی گرونه نه اصلاً نمیشه نمیخوامش بیا بریم.

ولی عسل من با ذوق و شوق کار کردم جمع کردم که فقط لبخند و شادی تو رو ببینم عشقم و بالاخره با کل اصرار حمید اون کفش رو گرفتیم وای عشقم مرسی خیلی مهربونی

خواهش عزیزم تو که شاد باشی و صورتت واسم بخنده کافیه.

با کلی ذوق از مغازه اومدیم بیرون و رفتیم به محل که رسیدیم از حمید خداحافظی کردم و رفتم طرف خونه وارد که شدم با ذوق مامانمو صدا زدم سلام مامان خوشگلم کجایی، کجایی که دختر نازت اومده

اینجام داخل آشپزخونه. باز چی شده کبکت خروس میخونه دختر؟

اول یه بوس به لپای خوشگلت. چطوری مامان جونم؟ حالا یه روز حال ما خوبه شما گیر نده.

توضیحات تکمیلی
وزن150 گرم
ابعاد20 × 14 × 0.5 سانتیمتر
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “عشق ماندگار”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *