فرشته ای بدون بال (جلد اول)

نویسندهمحجوبه رشیدیانتشاراتمتخصصان

۱۲۰,۰۰۰ تومان

کتاب فرشته ای بدون بال (جلد اول) نوشته سرکار خانم محجوبه رشیدی چاپ شده در نشر متخصصان.

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

بارش باران لحظه به لحظه شدیدتر می‌شد، از جاده‌ی باریک و پراز پیچ وخم که دوطرفش درختان تنومند و کهنسالی دلبری می‌کردند بالا رفتم و به سرعت خودم را به کلبه‌ی چوبی که از چوب مرغوب ساخته شده بود رساندم، صدای خوفناک رعد و برق و غرش حیوانات جنگلی از هرسویی به گوش می‌رسید، با مشت محکم به در کوبیدم و درهمان حالت به پشت سرم هم نگاه می‌کردم، خیلی طول نکشید که در باز شد به سرعت خودم و به میز بزرگی که کنار پنجره بود رساندم و استعفایم را روی میز دنیا گذاشتم! و با خیالی آسوده روی صندلی گهواره‌ای کنار شومینه نشستم و دست‌هایم را پشت سرم حلقه کردم و از قاب پنجره به زندگی نگاه کردم!

باران همچنان می‌بارید صدای قطراتش وقتی به صورت کوبنده شیشه‌ی پنجره را هدف گرفته بود می‌شنیدم! همانطور که به بیرون خیره شده بودم با خودم تکرار کردم، آرام باش! آمدنی‌ها می‌آیند و بخاطر داشته باش رفتنی‌ها می‌روند هرچیزی که باید اتفاق بیافتد…می‌افتد! و زمین به گردشش ادامه می‌دهد و زندگی منتظر هیچکس نمی‌ماند و عشق به صورت سحرآمیزی در زندگی آدم‌ها اتفاق می‌افتد! دقیقا همانجایی که فکرش راهم نمی‌کنی! دقیقا همانجایی که فکرش راهم نمی‌کردم…، مثل گردبادی وارد زندگی‌ات می‌شود و کنترل همه چیز را ازت می‌گیرد! مثل آب که می‌چرخد و گودال را پیدا می‌کند، مثل لحظه‌ای که با شنیدن فرکانس صدای کسی قلبت به تپش می‌افتد…! عشق مثل حادثه ایست که از قبل خبر نمی‌کند، چشم‌هایت را باز می‌کنی و می‌بینی به طرز عجیبی دچارش شده‌ای، همانطور که من به این درد لاعلاج دچار شده‌ام..! عشق همان علفیست که به دهن بزی شیرین می‌آید! همان چشم انتظاری که تا آخرعمر دست از سرت برنمی‌دارد! عشق همان تیر زهرآلودیست که اگر به قلبت اصابت کند از تو انسان دیگری می‌سازد که دیگر نمی‌شناسیش! و اگر مبتلا شوی دیگر هرگز خوب نخواهی شد! و عشق تنها واقعیت غیرقابل انکار است و تنها سه حرفی عجیب دنیا که انسان‌ها را به طرز عجیب و مرموزانه‌ای به هم وصل می‌کند.

وقتی به خودت می‌آیی که می‌بینی دیگر هیچ چیز سرجای خودش نیست! و خودت را در مسیر جنگلی به سمت کلبه‌ای دربالای کوه پیدا می‌کنی تا نامه‌ی استعفایت را به دنیا تحویل دهی. سوت قطار به صدا درآمده بود، عینکم را به چشمم زدم و از روی صندلی بلند شدم، کمردرد امانم را بریده بود، جون راه رفتن نداشتم یک دستم را روی کمرم گذاشتم و با دست دیگرم چمدان و کیف ویولنم را برداشتم و ازکوپه خارج شدم. در راه روی واگن ایستاده بودم و به فضای برفی بیرون قطار نگاه می‌کردم درختان مخروطی شکل کاج که پوشیده از برف بودند مثل سربازان ارتش منظم کنار هم ایستاده بودند، پوست دستم بخاطر سوز سرما که از هردرزی وارد قطار می‌شد دون دون شده بود بی‌توجه به هرچیزی چشم دوخته بودم به آسمانی که تیره‌و‌تار بود و گوله‌های برفش را به سمت زمین هدایت می‌کرد، سرعت قطار کمتر و کمتر شد تا اینکه بالاخره از ادامه حرکت دست کشید و ایستاد…ایستگاه آخر نبود ولی ترجیح دادم که پیاده بشم، قدم زدن تو هوای برفی اون هم کنار ریل قطار حس خیلی خوبی داشت…

1 در انبار

مسیرهای کشف

از این کتاب برو سراغ کشف‌های بعدی

توضیحات

کتاب فرشته ای بدون بال (جلد اول) نوشته سرکار خانم محجوبه رشیدی را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.

ارسال کتاب تا ده روز کاری.

توضیحات تکمیلی
وزن100 گرم
ابعاد20 × 14 × 0.5 سانتیمتر
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “فرشته ای بدون بال (جلد اول)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *