همه چیز مطلق است و هيچ چيز مطلق نيست

نویسندهعلی حسنیانتشاراتمتخصصان

۵۰,۰۰۰ تومان

1 در انبار

مسیرهای کشف

از این کتاب برو سراغ کشف‌های بعدی

توضیحات

کتاب همه چیز مطلق است و هيچ چيز مطلق نيست نوشته جناب آقای علی حسنی را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.

ارسال کتاب تا ده روز کاری.

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

وزش نسیم خنک صبحگاهی روی پوستم از خواب بیدارم کرد. نگاهی به ساعت انداختم و فهمیدم بازم مثل همیشه زودتر از اینکه ساعتم زنگ بزنه از خواب بیدار شدم. شب قبل فراموش کرده بودم که پنجره رو ببندم و حال آفتاب بی‌رمق صبحگاهی داشت منو مهمون خودش می‌کرد.

بلند شدم و قبل از بستن پنجره اتاقم نگاهی به منظره بیرون انداختم.

شهر هنوز شلوغ نشده بود. ماشین‌های کمی رفت‌وآمد می‌کردن. خدا رو مثل همیشه بابت نعمت‌هایش شکر کردم و رفتم تا برای شروع یک روز جدید آماده بشم.

همیشه صبح همین ساعت بلند می‌شدم و به‌سمت شرکت راه می‌افتادم. برام مهم بود که من هم به‌اندازه کارکنان شرکتم به‌موقع حاضر بشم.

دوست نداشتم اونا فکر کنن من چون رئیس هستم پس حق‌دارم از قوانین تخطی کنم یا اینکه با اونا فرق داشته باشم. هرچی باشه منم از بین اونا به این موفقیت رسیده بودم و هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که از کجا به این موقعیت رسیدم.

پشت چراغ‌قرمز که بودم، چشمم افتاد به چندتا پسر جوون که توی دستشون تراکت‌های تبلیغاتی بود و درحالی که داشتن می‌گفتن و می‌خندیند به‌سمت جلو حرکت می‌کردند.

این پسرا منو یاد سال‌های گذشته خودم انداختن. اون سال‌هایی که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. اون فرازونشیب‌هایی که طی کردم تا امروز پشت این ماشین مدل‌بالای خودم بشینم و به بقیه نگاه کنم و آرزوم این باشه که یه‌روزی به همه اونایی که می‌تونم کمک کنم تا همه یک زندگی ایده‌آل داشته باشن و کسی حسرت داشتن یک زندگی خوب و یا یک ماشین خوب و نداشته باشه.

فصل اول

سرآغاز

از وقتی یادم میاد از درس‌ومدرسه فراری بودم. نه اینکه درسم خوب نباشه نه! با درس‌ومدرسه و سیستم‌آموزشی ارتباط برقرار نمی‌کردم.

یعنی هیچ‌وقت نمی‌تونستم درک کنم که برای چی ما این‌همه فرمول و اسم حفظ می‌کنیم. این اعداد و ارقام کجای زندگی ما به کار میاد؟ پس کی قرار بود یاد بگیریم چجوری چرخ زندگی و بچرخونیم؟ چجوری موفق بشیم یا حتی استعداد خودمون رو کشف کنیم؟ راستش هیچ‌وقت توی دورترین رویاهام هم خودم رو آدمی نمی‌دیدم که بخواد با رفتن به دانشگاه و کار اداری و این قبیل چیزها تبدیل به یک چهره موفق بشوم.

انگار دنبال چیزی بودم که روح سرکش من رو آروم کنه و البته که هنوز پیداش نکرده بودم.

پدرم مرد زحمت‌کشی بود که یه‌مغازه کوچیک خیاطی داشت. با اینکه توی کارش ماهر بود اما هرگز نتونسته بود به‌اندازه تلاش و کوششی که داره موفق بشه البته از نگاه خودش همین‌که همیشه مشتریانش ازش راضی بودن یعنی موفق بوده ولی از نظر من چون به تمام آرزوهایی که داشته نرسیده، یعنی خیلی موفق نبوده، هرچند خیلی فرق هست بین طرز فکر من و بابام و واسه همین تعریفمون از موفقیت متفاوته.

خانواده ما هرگز اون‌قدر مرفع نبود که هرچیزی که می‌خوایم داشته باشیم و دلمون پر بود از حسرت‌های کوچیک و بزرگی که سعی می‌کردیم توی دلمون دفنشون کنیم تا مبادا پدر زحمت‌کشمون غرورش آسیب ببینه.

با اینکه من و خواهرم و داداش کوچولوم همیشه سعی می‌کردیم شرافت و انسانیتی که پدر یادمون داده بود رو دنبال کنیم اما ته دلم می‌دونستم که نمی‌خوام جا پای پدر بزارم و به کمترین‌ها راضی باشم، همیشه به خودم می‌گفتم تو باید بهترین بشی و تو می‌تونی.

توضیحات تکمیلی
وزن150 گرم
ابعاد20 × 14 × 0.5 سانتیمتر
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “همه چیز مطلق است و هيچ چيز مطلق نيست”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *