از این کتاب برو سراغ کشفهای بعدی
کتاب ماندن؛ شکل دیگری از رفتن نوشته جناب آقای محمدحسن رحمانی را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.
ارسال تا ده روزکاری.
یک روز فهمیدم دیگر منتظر هیچ چیز نیستم.
فقط ادامه میدادم.
زندگی، ظاهراً همان زندگی همیشگی بود؛ صبحهایی که میآمدند، کارهایی که باید انجام میشدند، آدمهایی که میشد با آنها حرف زد و شبهایی که بیآنکه چیزی را تغییر دهند، یکی پس از دیگری میرسیدند.
اما چیزی درون این روزهای معمولی، دیگر معمولی نبود.
انگار بخشی از میل به زندگی، بیصدا عقب نشسته بود؛ نه آنقدر که بتوان نبودنش را فریاد زد، نه آنقدر کم که بتوان نادیدهاش گرفت.
اول شبیه خستگی بود.
بعد شبیه بیحوصلگی شد.
و بعد، آنقدر با روزها درآمیخت که دیگر نمیشد فهمید کجا تمام میشود و آدم از کجا آغاز.
این کتاب از همین فرسودگی آرام شکل گرفته؛ از روزهایی که چیزی در آنها فرو نمیریزد، اما چیزی هم ساخته نمیشود. از ادامه دادنهایی که بیشتر به عادت شبیهاند تا انتخاب. از زمانی که دیگر از روی آدم عبور نمیکند، بلکه روی او مینشیند و هر روز اندکی سنگینتر میشود.
از تنهایی نوشتهام؛ نه فقط تنهاییِ اتاقهای خالی و شبهای طولانی، بلکه آن فاصلهی نامرئی که گاهی میان آدم و نزدیکترین آدمهای زندگیاش شکل میگیرد. فاصلهای که دیده نمیشود، اما هر روز بیشتر میشود.
از عشق هم نوشتهام؛ اما عشق، تمام این داستان نیست. فقط یکی از جاهایی است که فرسودگی خودش را آشکار میکند. جایی که میشود هنوز چیزی را دوست داشت و با این حال، دیگر توانِ جنگیدن برایش را نداشت.
آدم گاهی به جایی میرسد که حتی تغییر کردن هم برایش خواستنی نیست. توقعها یکییکی کنار میروند، آرزوها کمرنگ میشوند و امید، نه با یک شکست بزرگ، بلکه با فرسایشی طولانی از زندگی بیرون میرود.
نه سقوطی اتفاق افتاده،
نه نجاتی.
فقط ایستادن است در فاصلهای مبهم؛ میان بودن و تمام شدن، میان خواستن و نخواستن، میان ماندن و رفتن.
در این صفحات، روایتی درونگرا و روانشناختی شکل گرفته از آدمی که آرامآرام یاد میگیرد چگونه با کمترین میزانِ احساس ادامه بدهد؛ چگونه روزها را در کوچکترین واحدهایشان اندازه بگیرد: بیدار شدن، بلند شدن، عبور کردن.
اینجا قرار نیست همهچیز به پاسخی روشن ختم شود.
شاید بعضی سؤالها برای جواب گرفتن نوشته نمیشوند.
شاید فقط باید یک روز، در سکوتی که مدتهاست به آن عادت کردهای، از خودت بپرسی:
اگر هنوز نفس میکشم،
اگر هنوز روزها میآیند و میروند،
اگر هنوز زندگی ادامه دارد،
پس چرا دیگر هیچ چیز، مرا به سمت فردا نمیکشد؟

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.